تبلیغات اینترنتیclose
comparison dialets of Iran with sumerian language comparison dialets of Iran with sumerian language
 

اوقاف و تامین اجتماعی سنت هزاران ساله ایرانیان

 

داشتم کتابی ترجمه میکردم ،  و بخشی از آن ترجمه را کنار گذاشته بودم ، که در وبلاگ نشان دهم فرصتی پیش آمد ، تا کتابی دیگر را در مورد کتیبه های دوره های اولیه سومری مطالعه کنم ، در اوائل نوشته ترجمه ای از کتیبه با استناد به کار چند سومر شناس معروف ترجمه  شده بود ، تاسف خوردم ، که چرا صاحبان این زبان  تلاشی در خور برای بازیافت و خوانش درست ، کتیبه ها تاکنون منتشر نکرده اند. دراینجا بخش هائی از کتیبه هائی را که مربوط به اور- نینگرسوی اول Ur-Ningirsu I است ، به دوستداران زبانهای ایرانی تقدیم می کنم . این مطالب نقل از اتوو ادزارد DIETZ OTTO EDZARD در کتاب ایشان " گودا و سلسله اش " GUDEA AND HIS DYNASTY چاپ دانشگاه تورنتو کانادا 1997 است .

 نویسنده سومرشناس مشهورمیگوید : " فهرست وقف قبل از میلاد بوسیله   T. Maeda, ASJ 10 (1988) p. 19 and pp. 33-35 ( با رونوشت و عکس )  منتشر شده است .

 

اسم های در سطر 2 فهرست بالا: در عبارت    ur-dnin-gir-su gu-la   "Ur-Ningirsu” اور نین گیر سو را با عبارتgu-la   با صفت "ارشد " معرفی میکند. که امروه این صفت بصورت ka-lu " کَلو " و کلان ، و کلانتر وجود دارد ، و  با مقایسه این عبارت با عبارت :

     ur-dnin-gír-su dumu-gù-dé-aترجمه آن " نینگیر سو پسرگودا " در سطر 6 معرفی شده  است ، domo با معنی معادل "عقبه " ، "اولاد و فرزند" است ، که در زبان شوشتری این معنی را دارد..   مائدا از این طریق راهنمائی میشود ، وجود دو حاکم را در دوره لاگاش دو با یک نام بشناسد . فهرست شاهان افسانه ای لاگاش ( از تاریخ بابلی کهن ) منتشر شده بوسیله سالبرگر E. Sollberger, JCS 21 (1967) pp. 279-91  یک   اور نینگیر سو را بعنوان  پسر Ur-Nin-MAR.KI (see p. 282 line 195).  معرفی میکند،.

    صرفنظر از صورت کتیبه های او ، ما تنها منابع  برای سلطنت اورنینگیر سو ی اول را  سالنامه ها می دانستیم:

 1:   mu ur-dnin-gír-su énsi   " سالی که  اورنینگیرسو فرمانروا ( شد )

نویسنده عدم وجود فعل را درعبارت اعلام کرده است ، و ما نیز دسترسی به کتیبه اصلی  یا سالنانه نداریم ، در نتیجه نظر نویسنده را می پذیریم .، و این عبارت را با وضع موجود بدرستی فاقد فعل میبینیم ..

2: mu ur-dnin-gír-su énsi mu-ús-sa-bi   " سالی که اور نینگیر سو  شاه ( شد) ." .

دراینجا نظر ما با نظر نویسنده متفاوت است و ترجمه جمله دوم را با توجه به گویش های شمال خلیج فارس  بصورت کامل "  ماه (ای که) اورنینگر سو فرمانروا،  قدرتمند شد"  اشاره به شاه شدن او دارد.  در گویش های شمال خلیج فارس:

mu= ma= mo  بمعنی " ماه ، برج " ،  us2 = os ،  قدرت ، توان  ، us2-sa = ossa  با تلفظ " ا ُوسّه "  قدرتنمند است " ،  وبا تلفظ  (اوسو) oso" آنگاه " است .  اندیشه نگار ensi2  در وبلاگ انگیسی  " به مفهوم " درحمایت شاه " پادشاه " تحلیل شده است . bi با نظر اکثریت سومر شناسان وبا استثائات بسیار ضمیر اشاره است. ولی bi , bid , ba , bu تقریباً دربیشتر گویش های همسو با فارسی  فعل " بودن ، شد ن ، وپیشوند نفی فعل  ، و برای مجهول کردن افعال استفاده میشود .

 

چند نکته  1 حروف ربط اغلب در زبانها شمال خلیج فارس و سایر زبانهای همسو با فارسی  در نوشتن و گفتن حذف میشود ، مثا ل "او نون" آب و نان ، "خداییغم بر" خدا و پیغمبر، در پاسخ " تو آنجا  رفتی ؟ " تنها میگویند" مو رفتم " من که رفتم  ، و مانند آن .

us2  با تلفظ" اُ س" در زبان سومری و دربیشتر گویش های ایران بویژه درگویش شوشتری وحتی تهرانی  صفت قوی و قدرت مند معنی میشود، حتی در گویش تهرانی" اوس و قص" ستبر سینه  اشاره به توانمندی  یا قدرت مندی است .

 ادامه میدهیم: Thureau-Dangin, RTC 207 میگوید :عبارت mu šíta-ab-ba maš-e pà-da  بصورت  " سالی که ( روحانی )  ش = šíta .  قربانی کردن حیوان را بوسیله ( روشها ی آنِ )  تاسیس کرد .

باز mu=mo  ماه   šíta درگویش خوزی چوب خط حساب داری در گذشته است ، که با علامت گذاری فروشنده روی چوب بدهی خریدار پس از دریافت حقوق  به فروشنده پرداخت میشد . و معمولاً برای خرید های یکسان از نظر مبلغ و جنس خریداری شده استفاده میشد. ودر کل معنی " خط کشیدن " را دارد.

šíta-ab-ba  معنی ab-ba  " همراه "  و شاید همین " عبا ی" متداول است .  پس کسیکه شیت همراه دارد ، و درمعبد مشغول است ، احتمالا ً " کاهن حسابدار " است .  مسئله مهم برای ما  کلمات maš مَش ، e  و pà-da است ، که سومرشناسان  آنها را تاسیس کردن روش قربانی کردن  حیوان ترجمه کرده اند.

maš با تلفظ "  مَش " در سومری بمعنی بُز است . ترکیبی از این اسم امروزه درپهنه گویشوران فارسی و آنان که این کلمه را از بان سومری وام گرفته اند . بصورت " مشک " mašk  که از پوست بز تهیه میشود ، بخوبی شناخته میشود. این کلمه در اصل بصورت  maš-ak  بوده است ، که در اثر سختی و کثرت تلفظ ساده سازی شده است ، و مصوّت بعد از شین حذف شده است . ak دراغلب گویش های فارسی  نشانه تصغیر یا کوچکی است . ومعنی تحت اللفظی آن " بُزک ، یا بزکوچک است ، چرا مشک معنی بزکوچک را دارد.  پاسخ آن است ، که پوست بز بزرگ مناسب و درتوان خانواده برای آوردن آب نبود. ولی ما اینجا با حیوانی بنام بُز کار داریم ، و گفتیم که ترکیب این نام با حروف اضافه هنوز در زبان فارسی موجود است ، و بیگانه نیست .

pà-da یا pa2-da  تاسیس کردن ترجمه شده است ،  این فعل با این صورت درست است و تکیه صدای a انتهائی فعل ماضی نقلی در گویش های شمال خایج فارس بمعنی " پخته است" را دارد.  ولی این صورت با توجه به جمله درست نیست . صورت فعل مورد نظر ما e-pa2-da  " می  پخته است " یک وجه ماضی استمراری با توجه به برخی گویشوران شمال خلیج فارس و یک گویش اصلی سومری است.

ترجمه براساس بحث بالا  " ماهی که کاهن حسابدار ( برای غذای نذری ؟ گوشت) بُز می پخته است ". میباشد.

در عبارت بعد mu 1ú-mah-dba-ú maš-e pà-da  با ترجمه " سالی که 1 ( کاهن ) ( معبد ) "با او" Bau2 ، ( روشهای) قربانی کردن حیوان را بنا نهاد " . برخی از کلمات این عبارت مانند lu2 و mah با تلفظ پیشنهادی سومرشناسان " ماخ " که بنظر میرسد ، مبهم است ،  بمعنی " بلند مرتبه ، عالی رتبه " است،

لو یا lu  با همین تلفظ درکلمه " دالو" بمعنی " پیرزن " در گویش های شمال خلیج فارس بسیار شنیده میشود . ولی این ترکیب از کلمه "دا" بمعنی مادر  و" لو" بمعنی سومری " مرد "  معنی زیبا ومحترمانه وبی آزار " مادر مرد " را دارد . چرا که کسی که مادر مرد است طبیعتا ً پیر است . کلمه lu2 هنوزحداقل دریک ترکیب  زنده است . ولی " ماخ " هم در گویش مردمی معانی " نیکی ، برفراز بودن ..." را دارد . وبنظر میرسد تلفظ " ماه " آسمان از نظر رفعت درست باشد .

پس ترجمه عبارت  با گویشهای ایرانی" ما ه (ای که)  لوماخ ( یا مرد عالی رتبه)  (درمعبد "(خدای )) الله با او" بُز می پخته است .  و در عبارت زیر:

mu išib-dnin-gír-su mu (-ka) (maš-e ì-pà-da (maš-e ì-pà-da)  مااین عبارت  را با حذف عبارت (-ka)  که دراینجا زائد میدانیم ، و اضافه کردن آن نیاز نبوده است ، ادامه میدهیم ،   و اصولاًآنرا برخلاف نظر سومر شناسان اضافه ملکی نمی دانیم ، بلکه یکی از چند حرف تعریف، تقریبا ً در کلیه گویش های همسو با فارسی  است .

išib  یا" اِ چیپ" بمعنی " می فشارد، مُهرمی زند " ( مهر زن) است ،   که امروزه " فشردن" یا "چپاندن " گفته میشود ، عمل نقش زنی مُهر روی چیزی است .

در عبارت(maš-e ì-pà-da)  نسبت به عبارات قبلی تنها  i3 افزوده شده است ،  که درست آن تلفظ دیگر نشانه بصورت ni  پیشوند نفی افعال استمراری ازجمله در زبان بختیاری است .

mu išib-dnin-gír-su mu maš ni-pà-da   وترجمه آن " ماه (ای که )  مُهر زن ( معبد) خدای نینگر سو ( گوشت ) بُز نمی پخته است " .

همه این افراد یا بدستور کاهن ها ی رئیس خود ، یا بدستور فرمانروایان  یا با ما ل خود غذای نظری تهیه و بین مردم نیازمند تقسیم میکردند، بدیهی است ، هنگاهی که متصدی کار معبد بودند، یا برای فرمانروا غذا تهیه و تقسیم میکردند ، حساب آنرا ثبت میکردند .  اکنون به یکی از افتخارآمیز ترین مستند ایرانیان یعنی وقف و غذای نظری و اثرات  آن در کاهش نا هنجاری های اجتماعی و کار و نیاز های تامین اجتماعی مستمندان  در معابد سومری از زبان سومر شناسان توجه نمائید . و به ایرانی بودن خود برای داشتن تامین اجتماعی در 4500 سال قبل  افتخار کنید.

 

 

کتیبه های وقفی یا پیشکشی Dedicatory ( از هیس 1999) .

 

    نخستین زیر مجموعه کتیبه های سلطنتی از نظر تشخیص بوسیله هاللو انجام شد. کتیبه 3 یک کتیبه وقفی است  ، این دومین زیر مجموعه تاسیس کرده او است  ، کتیبه های وقفی براساس اشیا ء  اهدا شده  ، و مکان در یک معبد بنیاد نهاده شده اند. این اشیاء از انواع بسیار متفاوت هستند. این کتیبه خاص رو ی یک ظرف سنگی  یافت شده است ، تمام این اشیاء اهدائی و چندین نوع دیگر ، در جزئیات بوسیله اوا اندرا  Eva Andrea Braun-Hotzmger 1991 بحث شده اند .

     هدف این اشیاء اهدائی با کتیبه هایشان برای رساندن یک آرزو از اهدا کننده برای عمر طولانی شاه کاهن بود . در بعضی موارد ، مانند کتیبه 3  اهدا کننده خود شاه بود .  در سایر موارد اهدا کننده یک شخص منفرد بود ؛  کتیبه 10 اهدای یک روسری سنگی را بوسیله یک صاحب منصب شاه ثبت میکند. اشیاء اهدائی همیشه سودمند نبودند ، زیرا به اصطلاح معمولاً فاید ه آنها درک نشده اند ؛ مثلاً ظرفی که  کتیبه 3 روی آن نوشته شده بود ، آیا بعلت سنگی بودن و سنگینی  بصورت یک ظرف غذاخوری  روزانه از آن استفاده شده است . این از سنگ ساخته شده است ، سنگ ، چوب ، و کانی همه در سومر کاملاً کمیاب بودند. واز اینرو ،  باید مانند  ظرفی بصورت یک شیئی خاص ارزیابی شده باشد .  شاید برای غذای نذری درمراسم استفاده شده بود.

    شیئی که این کتیبه روی آن نوشته شده بود . بطور متنوع یک " بشقاب " ، " ظرف " ، " دوری" ، " کاسه " و " سینی "  نامیده شده است . نقاشی یا عکسی از آن هرگز منتشر نشده است ، این ظرف در موزه بغداد  است ، و بطور معمول قابل دسترس نیست . این ظرف از سنگی ساخته شده است ، که نوعی سنگ مرمریت "دان دان"  یا "تخم ماهی" oolite نامیده شده است .  ظرف سنگی در گیپور giparu ، مقر کاهنه اعظم نانا در مجتمع معبد در اور یافت شده است . 

    گذشته ار این ، این کتیبه ها معمولاً " کتیبه های  وقفی" خوانده شده اند ، و شیئی آن خود یک " شیئی وقفی " است . این اصطلاح شناسی  بصورت " درون سنگ " inter alios بوسیله هاللو بکار برده شده است .  با وجود این استفاده از " شیئی وقفی" برای شرح دادن چنین اشیاء  و کتیبه ها یی  بوسیله  گریسون A. Grayson نقد شده است :

ریشه شناسی کلمه " وقف" به یک نذراشاره میکند ، و از آنجا که، در کتیبه های بین النهرین  کهن بحث نذری تحت بررسی و گفتگو نبوده است ، اصطلاح  درست نیست . آنها کتیبه های "وقفی"  یا  " پیشکش "  ex-voto به مفهوم روم باستان که در آنجا یک نذر حق تقدم در هدیه و وقف دارد ، نیستند (1980:157 n.80) .

گریسون اصطلاح را "کتیبه اهدائی" ترجیح داد ، و این عنوان اکنون کاربرد ش بیشتر متداول شده است .

    اشیاء هم توسط اشخاص منفرد به معبد اهدا شده اند ، این است ، که افراد دیگر  از شاه یا فامیل خود و یا صاحب منصبان رسمی هدیه دریافت میکردند. این کاملاً امکان پذیر است ، که چنین هدیه هائی به دنبال  بهبودی از یک بیماری جدی یا برخی بحران های مشابه داده شده اند. بسیاری انواع مختلف هدایا میتوانست داده شود. چنین  اشیاء ای در لوحه های ثبت  هدایا برای معبد ذکر شده اند.  احتمالاً  اکثریت آنها هیچ کتیبه ای نداشته اند. فون میروپ Van DC Mieroop میگوید  شماری از این هدایا از دوره ایسین - لارسا Isin-Larsa است (1972) . گلب  Gelb (1972)  یک بحث جالب از بردگان وسایر افراد " اهدا شده " به معبد  دارد . آنجا آنها تمام انواع کارها را انجام میداده اند.  گلب میگوید

گروه های نیروی کار معبد شامل افراد بدون فامیل ، بدون یک مرد نان آور ، یا حامی اقتصادی  قابل رویت  بودند. اینها بیوه زنان ، اطفال یتیم ، پیران ، بویژه زنان پیر و بی سر پناه ، زنان تن فروش ، حرام زادگان ، اطفال سر راهی ، و وقف شدگان به معبد ex-voto (arua)  بودند ( 1972:10) .

    دانیل Daniel Snell در کتابش " زندگی در خاور نزدیک " توضیح میدهد:

 

زنان و کودکان بوسیله کسی که نمی توانست ، به مدت طولانی آنها را حمایت کند ، یا بوسیله خودشان به معبد داده میشدند، و آنها بویژه در بافت و دوخت و دوز  فرایند پشم بکار گرفته میشدند. زیرا ما چندین ثبت جزئیات ازچنین اشخاصی داریم ، ما میدانیم ، که معمولاً  آنها پس از هدیه شدن به معبد زندگی طولانی نداشته اند ، و احتمالاً این بخاطر وضعیت تاسف بار آنها در اینکه سرزنده و فعال باشند ، دیده میشود (1997:35) .

شاد باشید

 



برچسب ها: ;jdfi ihmd hc h,vkdk'vs,d h,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت |
فریدون عباسی
چهارشنبه 4 دی 1392
بازدید : 828
 
 

برای اشتراک در خبر نامه ایمیل خود را در جعبه زیر وارد کنید. بعد از اشتراک، آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل برای شما ارسال خواهد شد.

Copyright © 2009-2011 comparison dialets of Iran with sumerian language™ , All Rights Reserved         Design: IRAN.SC
تمامی حقوق مطالب، تصاویر و طرح قالب برای ایرانیان دانلود محفوظ است. نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.